روروک سواری
دیروز خانوم کوچولو رو تو روروکش گذاشتم و آوردمش تو آشپزخونه چشمتون روز بد نبینه چون زمین صافه از این طرف به اوطرف سر می خورد خودت که نازنین خیلی کیف می کردی ولی داشتی صندلی رو چپه می کردی رومیزی رو پایین می کشیدی گلهای مامانو می کندی در ضمن به ماشین لباسشویی هم ارادت خاصی داشتی از بس شیطونی کردی مجبور شدم به اتاق برتگردونم .
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


روروک سواری
